تبلیغات
بر باد رفته
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه
ساسان
Powered By : MIHANBLOG
غبار خاطرات

سلام

دوباره بعد از یه سال دوری امشب به سرم زد ، تنهایی  به یاد ایام از دست رفته یه سری به کلبه ی پر از غمم بزنم.

بعد از این همه دوری حرف زیادی هم برای نوشتن ندارم .فقط و فقط یه شعر از معینی کرمانشاهی دارم.

طبیبا بس کن این درمان ، من بیمار می میرم.

مرا دیگر به حال خویشتن بگذار ، می میرم.

 

دمادم میشوم کاهیده تر زین عشق جان فرسا

ز من شویید دست ای دوستان کاینبار ، می میرم.

 

ندارم تاب دیدارت که با آن شعله میسوزم

نمی خوام ترا بینم ، کز آن دیدار می میرم.

 

من دیوانه رو بگذار تا با خود سخن گویم

به شهر غم غریبم من ، روی بر دیوار می میرم.

...

[+] نوشته شده توسط ساسان در چهارشنبه 12 فروردین 1388 و ساعت 10:51 ب.ظ | نظرات ()
نوشته های پیشین